به تازگي سايت محبوب اكادمي فانتزي اقدام به ساخت كتـــــاب گوياي اخرين جلداز مجموعه هري پاتر كرده كه در نوع خودش نمي گويم بي نظير اما كم نظير است
چرا كه نخستين موسسه يا سايتي مي باشد كه چنين بدعتي افريده و همين جا ، جا دارد تا از زحمات مدير مسول و همكاران ايشان تشكر و قدرداني كنم.
جا دارد تا تذكر بدهم كه اين كتاب گويا تنها متعلق به سايت :
اكادمي فانتزي مي باشد و هرگونه سواستفاده از اين اثر غيرمجاز و كاري غيره اخلاقي محسوبمي شود و من تنها به قصد معرفي اين سايت خوب و بهره بردن عده بيشتري از دوستان اقدام
به معرفي اين اثر كردم.
فصل اول اين كتاب با صداي شيواي اقاي ارمان سلاح ورزي صداگزاري و به دست اقاي محمد رضا قرباني تنظيم شده اميدوارم كه لذت ببريد.
از دوستان خواهشمندم كه خود پيگير ديگر فصل هايي كه در اينده اي نه چندان دور تهيه مي شود باشيد.
به تازگي سايت محبوب اكادمي فانتزي اقدام به ساخت كتـــــاب گوياي اخرين جلداز مجموعه هري پاتر كرده كه در نوع خودش نمي گويم بي نظير اما كم نظير است
چرا كه نخستين موسسه يا سايتي مي باشد كه چنين بدعتي افريده و همين جا ، جا دارد تا از زحمات مدير مسول و همكاران ايشان تشكر و قدرداني كنم.
جا دارد تا تذكر بدهم كه اين كتاب گويا تنها متعلق به سايت :
اكادمي فانتزي مي باشد و هرگونه سواستفاده از اين اثر غيرمجاز و كاري غيره اخلاقي محسوبمي شود و من تنها به قصد معرفي اين سايت خوب و بهره بردن عده بيشتري از دوستان اقدام
به معرفي اين اثر كردم.
فصل اول اين كتاب با صداي شيواي اقاي ارمان سلاح ورزي صداگزاري و به دست اقاي محمد رضا قرباني تنظيم شده اميدوارم كه لذت ببريد.
از دوستان خواهشمندم كه خود پيگير ديگر فصل هايي كه در اينده اي نه چندان دور تهيه مي شود باشيد.
نظرات خودتون رو راجعبه این مستند بگین
اینم لینک دانلود کتاب با زبان اصلی اینجا و اینجا .
و اینم لینک دانلود به زبان فارسی :
لینکهای اصلی غیر فعال است برای دانلود فعلا اینجا را کلید کرده و در صفحه مربوط دانلود کنید.
فصل ۱ فصل ۲ فصل ۳ فصل 4 فصل 5 فصل 6 فصل 7 فصل 8
فصل 9 فصل 10 فصل 11 فصل 12 فصل 13 فصل 14 فصل15 فصل 16
فصل 17 فصل 18 فصل 19 فصل 20 فصل 21 فصل 22 فصل 23 فصل 24
فصل 25 فصل 26 فصل 27 فصل 28 فصل 29 فصل 30 فصل 31 فصل 32
فصل 33 فصل 34 فصل 35 فصل 36 فصل 37
فیلم ۵
ویرایش: راهنمای دانلود جدید ترین فیلم ها با تورنت
من نویسنده ی جدید این وبلاگم که صاحب وبلاگ هری پاتر و دیگر هیچ هم هستم میخوام اینجا رو دوباره راه بندازم
اولین خبر:
آخرین کتاب , اواسط راه
نویسنده محبوب سری داستانهای هری پاتر تا به خاتمه دادن به این سری مجموعه فقط و فقط نیمی از راه را پیش روی دارد .
طرفداران مشتاق هری پاتر اعلام کردند که در انتظار بسیار طولانی قبل از دریافت اخرین کتاب از سری مجموعه داستانی پسرک جادوگر هستند . چنانچه پیش از این به نقل از رولینگ گزارش داده بودند که او تا این لحظه 750 صفحه از کتاب هفتم رو نوشته است .
همانگونه که قبلا هم مطلع شدید او در وبسایت رسمی اش به تکذیب این مطلب پرداخت و نوشت :
من 750 صفحه از کتاب رو ننوشته ام و اگر اینطور بود باید خیلی ناراحت می بودم , چون حتی من به پایان کتاب هم نزدیک نشده ام .
این در حالی است که ناشر اصلی کتابهای هری پاتر بلومزبری امیدوار هست اخرین کتاب در سال بعدی منتشر شود .
سایت ماگل نت نیز چند روز پیش خبری با عنوان کتاب هفتم جولای آینده میاید , اعلام کرد :
مجله اسکولاستیک در گزارشی نوشته است که کتاب هفتم جولای آینده منتشر خواهد شد .
البته فقط این یک گمان است , زیرا جی کی رولینگ خودش در وبسایتش اعلام کرد که هنوز تا پایان کتاب راه درازی در پیش دارد .
هر وقت زمان مناسب آن رسید , جی کی رولینگ تنها کسی خواهد بود که تاریخ دقیق را اعلام خواهد کرد و اعلام آن توسط شخص دیگر معتبر نخواهد بود . آخرین چاپ مجله read اسکولاستیک به گزارشی اختصاص دارد که اعلام میکند : جولای آینده , کتابفروشیهای سرتاسر کشور قفسه های کتابفروشی هایشان را با جلد اخر و پایانی سری مجموعه هری پاتر , پر خواهند کرد , پر طرفدار ترین کتاب تمام دوران , یعنی هری پاتر
ولی سایت ماگل نت دقایقی بعد از انتشار این خبر اعلام کرد که اسکولاستیک وجود مجله ای رسمی به نام read اسکولاستیک را وابسته به این انتشارات را تکذیب کرد . ماگل نت نوشت :
ما به شما گفتیم که , read اسکولاستیک مجله اختصاصی انتشارات اسکولاستیک هست و ما اینگونه فکر میکردیم که این مجله وابسته به انتشارات امریکایی کتابهای هری پاتر هست . اما حالا اسکولاستیک به ما گفت که این مجله هیچ وابستگی به انتشارات امریکایی کتابهای هری پاتر ندارد و هیچ کدام از گزارشهای این مجله صحیح نیست .
منابع ، femalefirst ; 24dash ; weeklyreader ; mugglenet ; TLC
نظر یادتون نره
خب با توجه به حرفای کایکو یه سری توضیحات باید بدم:
۱. من همین امروز(۲۲ مهر) نظرتو خوندم
۲.با حرفات(دلایل بی رونق شدن وبلاگ) موافقم.
۳. میدونی من دیگه مثل قبل نمیتونم بشینم سر ترجمه به خاطر یه سری مشکل لعنتی که دست از سرم بر نمیدارن .
۴. خیلی وقت پیش به فکرم رسیده بود که بیخیال وبلاگ بشم و قیدشو بزنم اما... اصلا نمی تونم. نمیدونم چرا
۶.شاید موضوع وبلاگ رو عوض کردم. لطفا شما ژیش نهاد بدین.خودم به موسیقی و فیلم وکامپیوتر خیلی علاقه دارم.
۷.اصلا مگه وبلاگ واسه دل آدم نیست؟ خب منم از این به بعد هر چیز جالبی دیدم میزارم تو وبلگ.
۸.امروز یعنی امشب نظر سنجی رو عوض میکنم. میخوام ببینم که وبلاگ رو به کل عوض کنم یا اینکه تو همین فضا کار کنم.
۹.کایکو خان حدس میزنم شما منو میشناسی. یعنی باید یکی از فامیلامون باشی.یه آقا پسری که ۱۸ سالش باشه. یه خواهر داشته باشه که به اینگلیسی تغریبا مسلط باشه. خودش به اینترنت زیاد وصل بشه. وبه جاوا اسکریپ هم وارد باشه.... من که عقلم قد نمیده
۱۰. راستی درست حدس زدی من اصفهانیم ولی تو تهران زندگی می کنم.
salam doostan
aval in ke mazerat mikham az in ke farsi neminevisam
dovom in ke mikham az gheybate 1 maham ba khater kharabi computer va nadashtan vaght mazerat bekham.
sevoom in ke: man toye in weblog alave bar tarjoomeye harry potter khedmat haye zyadi kardam o khodam khabar nadashtam. masalan in ke estedadhayee ro inja kashf kardam.
chaharom in ke inja weblooge ya chatroom? taklif man va khodetoon ro roshan konin"baraye etelae bishtar ye negahi be zir bendazin:
يکشنبه 27 شهريور1384 ساعت: 14:46 توسط:roling
به هر وبلاگی که سر بزنی تا کتاب 10 هری پاتر رو واستون نوشتن.من نمیدونم اگه اینا نویسندگی بلدن چرا خودشون نمی رن یه چیز دیگه خلق کنن. این افراد دارن از پس مانده های افکار کس دیگه استفاده می کنن. حالا اونی که رولینگ جادوگر نوشته چه تحفه ای هست که بقیه هم دارن ادامه اش میدن.
javab:ina pas mandeye afrade digeh nist ina khalaghyat hayee hast ke ba ye jaragheh tavasoot har chizi shoro be taravoosh mikooneh
سه شنبه 29 شهريور1384 ساعت: 7:10 توسط:هومن
سلام:
در جواب رولینگ باید بگم که خود رولینگ اصلی گفته که من لذت می برم که هوادان هری پاتر از خودشون داستان خلق می کنند.در ضمن من هم هری ژاتر 7 رو نوشتم تا فصل 10 به وبلاگم بیا و اگه خواستی بخون ببین چطوره.
www.byatoo.persianblog.com
سه شنبه 29 شهريور1384 ساعت: 15:8 توسط:مهم نیست
هی هومن بهتره بشینی پای درسات. اینقدر وقت خودتو تلف نکن.
رولینگ اصلی خواسته دلتونو نشکونه.
می دونی اصلاً نمی فهمم چرا این چرت و پرتا طرفدار دارن.
یا چرا اینقدر وقت خودتونو تلف می کنید.
می دونم Admire می خوای ولی اخه چرا اینجوری؟
بشین داستان های ایرانی را بخون و از نگاه کردن شخصیت ها به هم لذت ببر.
اخه وقتی جی.اف نداری واسه چی قصه هایی رو می خونی که توشون قهرمان جی.اف داره و باهاش...میکنه؟
برای پایان حدیثی از بدعنق:
صدفی پاتی را دوست داره. صدفی پاتی را دوست داره.
ولی من ازش بدم می اد. اخه جی.اف های زیبا داره.
خوب گوش کن:
به هر وبلاگی که سر بزنی تا کتاب 10 هری پاتر رو واستون نوشتن.من نمیدونم اگه اینا نویسندگی بلدن چرا خودشون نمی رن یه چیز دیگه خلق کنن. این افراد دارن از پس مانده های افکار کس دیگه استفاده می کنن. حالا اونی که رولینگ جادوگر نوشته چه تحفه ای هست که بقیه هم دارن ادامه اش میدن.
امیدوارم دلخور نشده باشی.
javab:man paty ro doost daram? eeeeeeeeeee jedi migi? che jaleb!!!
nemitooni nazar khodet ro nazar jame bedooni harki baraye khodesh nazari dareh.motmaen bash in hame adam doonbal ye chiz bihoodeh nemiran va shoma faghat roye serat mostaghym bashi
manam omidwaram shoma delkhor nashi
.................................................
چهارشنبه 30 شهريور1384 ساعت: 0:47 توسط:یکی
به نام خدا
دوست من سلام.
من شما را نمی شناسم ، آدرس وبلاگت رو هم با Search کردن پیدا کردم
اولش خیلی خوشحال شدم و خیلی کیف کردم که می تونم جلد 6 هری پاتر رو مجانی بخوونم .این کار رو هم کردم و تا چند روز پیش که ذهنم مدام مشغول تجزیه و تحلیل داستان بود اصلاً یادم نبود که بیام و ازت تشکر کنم . واقعاً وبلاگت حرفه ای بود و اگر اون ترجمه های اولی مال خودت باشه باید بگم که توی زبان رودست خوردم .
اما بعد که داشتم با خودم فکر می کردم که چقدر صرفه جویی کردم و کتابو مجانی خوندم به ذهنم رسید که کار من انسانی نبوده . من با این کارم حقوق نویسنده و مترجم رو زیر پا گذاشتم .
اگر چه توی ایران به خاطر نبودن CopyRight تمام حقوق نویسنده ، به مترجم و ناشر داخلی میرسه ، و این نه تنها وجداناً ظلم حساب می شه بلکه برای کشوری که ادعای پیروی از دینی رو می کنه که یکی از اصولش عدله ؛ لکه ی ننگ حساب می شه .
به هر حال حداقل کاری که من می تونستم بکنم این بود که حقوق مترجمی که کتابشو خووندم رو زیر پا نذارم برای همینم دنبال این هستم که بفهمم این ترجمه مال کی بوده تا کتابشو بخرم . برای همین می خواستم خواهش کنم که اگه شما اطلاعاتی دارین به من بدین تا کار من راحتتر بشه .(اگه می توونید به همین آدرس میل بزنید یا اینکه برام Off بذارید.)
در ضمن من یه نصیحت خواهرانه هم براتون دارم : شاید بقیه ی کسایی که این ترجمه رو دانلود کردن و می کنن ، دنبال این نباشن که آیا این کار درسته یا نه.
و من فکر می کنم گناه این بی عدالتی تا حدی به گردن شما هم هست .
امیدوارم حرفام اذیتتون نکرده باشه.
با آرزوی موفقیت
م.ش.
30 شهریور 84
man fekr nemikoonameshtebahi mortakeb shodeh basham choon avallan khodam tarjoomeh mikardam
dowoman ageh tarjoomeye kasi ro mizashtam ba ejazeye khodesh bood
sevoman:tarjoomey ey ke az weblog harrypotter2000 bardashtam ham ba ejazeye khode motarjem roye web gozashte shodeh bood
man azyat nashoodam
چهارشنبه 30 شهريور1384 ساعت: 1:54 توسط:مامور مخفی حاکم بزرگ در نظرات این بلاگ
هی "یکى" بابا تو دیگه کی هستی؟
وای که چه مستی.
باید بگم اسمتو تو بسیج کتابخونی بنویسن.هه هه هه.
به هر صورت پیشنهاد می کنم که یه ذره فکر کنی.
اگه ناشو نداری می خوای ثبت نامت کنم.
بابا بی خیل.
کی می ره این همه راه رو؟
گرچه من خودم دووم نیاوردم و مال این یارو عابدینی رو خوندم ولی از من اینو بشنو: دست بردار.
مگه دیشب خواب ظهور دیدی؟
گرچه فکر می کنم یه ذره مارو گرفتی.
خوب باید گزارش کارمو به میتیکومون بدم.
بای بای...
..............................................
پنجشنبه 31 شهريور1384 ساعت: 19:39 توسط:najini
بابا، اگه وقت کم داری یه کسی رو انتخاب کن تا تو نوشتن مطالب وبلاگ کمکت کنه
bebakhshid
پنجشنبه 31 شهريور1384 ساعت: 22:3 توسط:مهم
مطمئن باش تو رو انتخاب نمی کنه نجینی
............................................
پنجشنبه 31 شهريور1384 ساعت: 23:1 توسط:roling
واقعا آدم لذت می بره می بینه روز به روز به تعداد انسانهای الاف افزوده می شه.
eeeeeeee be kasayee ke har roz be allafa sar mizanan chi migan?
جمعه 1 مهر1384 ساعت: 0:18 توسط:خشمگین
می شه ساکت شی رولینگ!!!
خودت که از همه علاف تری!!!
هی میای تیکه می پرونی!!!
به اسمون نگاه کن...شب شده...بخواب بابا!!!
معه 1 مهر1384 ساعت: 0:21 توسط:خشمگین
*الاف(خوب عصبانی شده بودم. از یه طرف از دست این مفتخورا که با نام رولینگ دارن معروف می شن و از طرف دیگه از دست تو. بابا یه فرقی بزار!!!)
جمعه 1 مهر1384 ساعت: 1:48 توسط:خشمگین تر
اااااااااااااااه. رولينگ بابا ماشالا.
مارو باش كه به ادبيات تو اعتماد كرديم. از همون اول با ع نوشتما ولي گفتم شايد تو ادبياتت قوي تر از منه.
خوب، البته چون علاف تو فارسي كاربرد كلامي داره كمي شك كردم وگرنه تاحالا كسي نديده كه يه لغتو اشتباه بنويسم.
به قول "يكي":اه دوستان من خدا نگهدار. خدا پشت و پناهت. علي يارتان. مسلمان باشيد و كتاب هايي كه اسم يكي از فصولشان "درخواست ازدواج" است را قرائت نكنيد.اميدوارم ناراحتتان نكرده باشم اي پاكان. فقط طالبم كه هري پاتر هاي بدون كپي رايت را قرائت نكنيد. چون در صورت قرائت در هاويَه مي سوزيد. با اروزوي سرفرازيتان بر قله ي اورست!!! مي سپارمتان به دست حق تعالي:
يا ايها الذين تقرئون لا قراتم كتاب الهري پاتر الهفت. ِان لا الكپي رايت الحرام و لا ريب فيه.(اصلا ربطي به قرآن نداره. فقط از زبون عربي استفاده كردم)
باباي بروبچس.
جمعه 1 مهر1384 ساعت: 21:22 توسط:roling
آقای خشمگین عصبانی میشه بگین بین چی فرق بذارم؟
در ضمن من شب کارم .شبا نمی خوابم. در ضمن شما تو کدوم لغت نامه کلمه رو چک کردین؟
چهارشنبه 6 مهر1384 ساعت: 1:16 توسط:خطاب به رولینگ و نجینی از طرف مهم و خشمگ
بابا تو که بردی دل منو...
معذرت میخوام رولینگ. خوب درست مثه خودت عصبانی شدم.
فقط اینو بدون : منظور من فرق گراشتن بین اوناییه که هری پاتر های 7 و 8 و 9 و...
رو می خونن و اوناییه که نمی خونن.
ما علاف نیستیم. ما فقط توجه می خوایم. توجهی که تا دانشگاه از اون بی بهره ایم(تازه اگه قبول شیم)
واسه همین وبلاگ می زنیم تا دوست پیدا کنیم یا ازمون تعریف بشه.
من هم خیلی دوستدارم اینکارو بکنم ولی اونقدر درس دارم که حتی وقت روشن کردن کامپیوتر رو هم ندارم. همین الانشم که ده دقیقه به 12س با التماس هایی که کردم تونستم بیام اینجا.
من حتی وقت سر خاراندن را هم ندارم و فقط گاهی به اینجا سر می زنم تا ببینم تیکه هام گرفتن یا نه.
فقط از سر شوخی.نه کینه.
با نجینی هم شوخی کردم. با شناختی که ازش دارم یه ذره بدجنسه اما ته دلش عین مرداب ارومه(از اونایی که بو می دن و توشون کمپوته)
اوی...نزن. شوخی کردم.
راستی می خواستم بدونم این رولینگ شب کار هری پاتر می نویسه یا مشقاشو انجام میده یا شایدم تایپیسته. شایدم مطالب شخصی می نویسه!!!
هی نجینی تو چی فکر می کنی؟
صدای شکمت میاد...نکنه صدفو خوردی!!!
اخه اونطوری که پیداس انگیزه ی قتل رو هم داری:
میل به صاحب شدن وبلاگ.
در اخرین لحظات عمرش چی گفت؟
نگفت به جینی حسودی می کرده؟
کلمه ی عبورو نگفت؟
به صدف هشدار دادم که مواظب باشه اما طوری که پیداس ایملشو چک نکرده.
خوب همه ی مدارک بر ضد توست. چی داری بگی.
-من اونو نکشتم.
-ساکت شو!!!
اینو والدین صدف فریاد می زنن. ادامه میدن:
-تو اون بلاگو می خواستی.
قاضی که چشاش خمار بوده می گه:
به علت استفاده از کلمه ی زشت "بلاگ" توسط اولیای مقتول, قاتا تبرئه می شود.
پدر صدف یه دفعه یه اسلحه در میاره و با حرکت انگشت اشارش باعث می شه
چشمای قاضی کاملا بسته شن.
بعد فرار می کنه...
ادامه در جلد دوم با نام "تام سایر نجینی(اسم) انتقام قتل پدرش را از پدر صدف
می گیرد"
خوب حالا اشتی کنون.
یالا داداش نجینی:
ام...حالا این گونه...ام....
خوب حالا نوبت توئه رولینگ. پس چرا معطلی؟(خواهش می کنم فقط بالای 13 سال بخواند)
منتظر بازتاب تیکه هام هستم.
از وفاداران میتیکومون.
کایکو.
bedoon sharh
پنجشنبه 7 مهر1384 ساعت: 18:18 توسط:najini
بابا "مهم"(داداش کایکو) تو آدم بشو نیستی.
علاف، اگه وقت نداری لطف کن هم مارو هم خودت رو اذیت نکن و این
د
استان سرایی ها بی خیال شو.
پنجشنبه 7 مهر1384 ساعت: 22:16 توسط:واسه نجینی که معلومه خیلی نوشته هامو دوس
اول جواب منو بده.
صدفو خوردی یا نه؟
اولا واقعا باید به هوش بالات تبریک بگم: من ادم نیستم و یه خون اشامم.
یکی از وفاداران اربابم.
ثانیا وظیفه ی من فقط بیان حقیقته. وقتی می بینم صدف 1 ماهه اپ نکرده و
یه اسم بنام نجینی که یه مار گوشت خواره به بلاگ چشم طمع داره خوب چرا
نتیجه نگیرم صدفو خورده؟(گوشتش خوشمزه بود.نه؟)
فقط نظر من نیست. اگه این احسان پاتر یا ارمان رو بلاگشون نظرسنجی کننش مطمئن باش 99 درصد رای + می دن. می دونی کی یه درصد منفی رو داده؟
خودت.(هه هه هه)
ثالثا من علاف نیستم.
یعنی تو کسی رو نمی شناسی که تو خیابونا واسه طعمه پیدا کردن پرسه می زنه؟ یا به عبارتی دیگه علافه؟
"بابا نجینی تو آدم بشو نیستی.(خوب معلومه نیستی. تو ماری)
علاف، اگه می تونی لطف کن هم مارو هم پلیسا رو اذیت نکن و بذار شبا راحت بخوابیم"
پایان قسمت اول.
bedoon sharh
پنجشنبه 7 مهر1384 ساعت: 22:18 توسط:واسه نجینی که معلومه خیلی نوشته هامو دوس
شروع قسمت دوم:
بزا سنتو حدس بزنم:15؟16؟17؟18؟19؟20؟...100.90.80.70.60.50.40.30
خوب حالا چشماتو وا کن؟ کجام؟
"اقای نجینی بسيار خوب و جالب بود خوشحال ميشم كه با هم تبادل لينك كنيم من 13 سال سن دارم و هري پاتر را به زبان خودم مينويسم"
می خواد باحات تبادل لینک کنه. پس چرا معطلی؟ لینکو بده بیاد!!!
به این میگن یه حرف تو دهن دیگری چپوندن.
يه روز به نامور عابدینی مي گن رمز موفقيتت چي بوده؟ نامي قاه قاه مي خنده. دوباره ازش سؤالو مي پرسن. دوباره همونجوري مي خنده. عصباني مي شن و
داد مي زنن: بنال ديگه!!! نامي چشمغره مي ره و مي گه: رمز موفقيت من فقط اين بود كه شخصيت هاي داستان رولينگ رو خندوندم.
وای خدای من. دارم می بینمتون. تک تکتونو که دارین در حالی که می خندین از روی صندلی میز کامپیوترتون می افتید.
الان ديگه خوابم مياد: جيني نجینی را بوسيد و به سمت خوابگاه دختران روانه شد.
آى مژده مژده مژده:
راستی نجینی می دونی چرا شکمت باد کرده؟
صدف با موبایلش تماس گرفت و گفت شکم نجینی یه ذره تاریکه. نجینی تو مار خوبی هستی. جان هرکی دوست داری یه شمع رو اروم قورت بده تا صدف راحت باشه.
ناراحت نشی ها صدف. همینطور تو نجینی. و رولینگ عزیز که با نوشته هاش پول پارو می کنه.
بذار فکر کنم. اهان.
شخصیت مورد علاقه ی من تو این داستان مزخرف و تخدیر کننده دراکوئه.
مال نجینی نو یله(خیلی توپره و خوردنش ارزوی نجینیه)
مال صدف هریه.
مال رولینگ هرمیونه( اخه درست مثه فمینیست ها حرف می زنه)
مال احسان تابلوئه ولی مال ارمان از نوع پیکاسوشه.
پایان قسمت دوم.
harryyyyyyyyyy oh my godddddddddddddddddd
پنجشنبه 7 مهر1384 ساعت: 22:19 توسط:واسه نجینی که معلومه خیلی نوشته هامو دوس
شروع قسمت سوم:
به خبری که همینک بدستم رسید توجه کنید:
جی کی البراده ای نالید: هر چه امریکا بگوید.
رئس جمهور منتخب هم جواب داد: بنشین ببینیم پدر.
لرد بوش ایران را شیطان نامید و گفت: با مرگ خوارام حسابتونو می رسم.
دامبلدور(می دونید کیه) اعلام کرد: وقتی ان 7 تکه ی روحتو نابود کردیم می فهمی. (بیچاره نمی دونسته نزدیک اخر عمرشه)
بلاتریکس رایس مردم ایران را مورد فحاشی قرار داده و اطمینان داد:
ما ایران را شکست می دهیم.
در همین چارچوب هرمیون گفت: من نظری ندارم.
سیوروس بلر هم اعلام کرد که با کمک دراکو چارلز پسر ملکه ی انگلیس ایران را سرکوب می کند.
سیبل تریلانی یاداوری کرد:
یکی از این سه کشور نابود می شود و بقیه زنده می مانند.
اینده در دست رولینگ است...ایا او وطن پرست بوده و ایران را نابود می کند یا اینگونه نبوده و امریکا را می چلاند؟
بابان که گوینده ی خبره می خنده و میگه:
لعنت بر انهایی که سعی می کنند با تقلید از رولینگ اینده سازی کنند.
و اینگونه می شود که او اخراج می شود.
تیکه های امشب تموم شدن.
اه نجینی اخماتو وا کن و فکر نکن من بدم.
من فقط شوخ طبعم.همین.
فکر کنم پنجشنبه ی هفته ی بعدی دوباره همدیگه رو ببینیم.
بای بای.
too midooni ghoveye takhaioolet bishtar az shokhtabeet be cheshm mikhore?
جمعه 8 مهر1384 ساعت: 10:11 توسط:najini
موش بخوره تو رو.
جمعه 8 مهر1384 ساعت: 11:55 توسط:roling
مهم نیست . اصلا ناراحت نباش اینا اصلا مهم نیست.این چیزا قرص داره اگه بخوری قول می دم خوب شی . شما ظاهرا وقت نداشتی نه؟اگه بری هری پاتر 10 رو بنویسی که از اینا بهتره. فمنیست هم خودتی. من از مک گونگال خوشم می اد.
oh che monzabet
جمعه 8 مهر1384 ساعت: 11:58 توسط:کایکو
سلامی به گرمی هسته ی درونی کره ی زمین.
وای خداجون!!!
این چه حرفی بود زدی؟
الان 10 تاشون دارن می ریزن سرم. ای. نخورینم. ای. من جونمو دوست دارم.ای.
بگو رو سنگ قبرم بنویسن:
او بود دومین قربانی
قبلی را که خودت می دانی!!!
-اینجا کجاس؟
یادم میاد یکدفعه در بدنم احساس سردی کردم و حس کردم که انگار دارم کش میام.
-تو خوناشام بدی بودی.
هان؟
-تو کی هستی؟
-تو رو سنن.
-شیطونه می گه...
-ساکت شو.
-پس تو شیطونی.نه؟
-درسته.
-من کجام.
-منو سنن.
-شیطونه می گه...
-ساکت شو.
-اااااااه. منو به بازی گرفتی؟
-نه.
-پس از جونم چی میای؟
-تو که دیگه جون نداری.
-ندارم؟
-نداری.نجینی دستور داد بکشنت.
-ای نجینی ××××
-فحش دادی؟
-چی؟من؟
-نه پس من.
-راستی من چجوری موردم؟
-منو سنن.
-الان خودمو می کشم.
-خوب بکش.
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااای.
حالا من کنار صدف ایستادم.
-تو کی هستی؟
-من صدفم.
-من کیم؟
-کی منو کشت؟
-نجینی.
چجوری جرئت....
-بلاگمو می خواست.
-نجینی ××××
-فحش دادی؟
-چی؟من؟
-نه پس من.
-خیلی خوب من فحش دادم.
-خوب شد.
-حالا چجوری خوردت؟
-باهاش رفته بودم پارک که یکهو تغییر شکل داد و درسته منو خورد.
-تو اونو می شناختی؟
-اره.
-اجرپاره.
-سقف خونت اب انباره.
-اینجا کس دسگه اس هم هست؟
-نه.
-مگه اینجا نباید...
-ما تو انفرادی افتادیم.
نیفتید!!!
بابای.
bichare sadaf
جمعه 8 مهر1384 ساعت: 12:6 توسط:کایکو
هی رولینگ قول میدم یا 16 سالته یا 17 .
اخه خیلی خشکی.
نجینی یه ذره خشک بود. خوب درستش کردم.
ولی تو دیگه انصافا خیلی خشکی.
پس مطمئن باش فقط ولدمورت می تونه قبول کنه باهات دوس بشه.هه هه هه.
قرص رو هم برا خودت نیگر دار.شاید لازم شد.
حدست درست بود. من الان یه استامینوفن خوردم تا سردردم خوب بشه.
امیدوارم قبول داشته باشی که یه ذره فمینیستی.
دلگیر نشو.من فقط شوخی کردم.
اگه دلت ازم پر باشه امشب خوابم نمی بره ها.
mageh adamaye 16 ya 17 salleh khoshkan? man fekr mikardam bahaltaran
جمعه 8 مهر1384 ساعت: 15:38 توسط:مسعود
به هر حال این هم اخبار روزانه امروز
صعود هامبورگ به مرحله گروهي جام يوفا؛//مهدوي کيا در پيروزي تيمش غايب بود
در بازي برگشت خود مقابل کپنهاگن دانمارک توانست با يک گل به پيروزي رسيد
سايت بايرن مونيخ اعلام کرد؛ماگات مي تواند روي کريمي حساب کند
در کنار مصدوميت بالاک، زي روبرتو و دميکليس دو بازيکن ديگر بايرن نيز مصدوم هستند که مصدوميت زي روبرتو از ناحيه کمر است.
استقلال تهران به رده دوم جدول ليگ برتر صعود كرد//استقلال تهران با دو گل رضا عنايتي (11) و سياوش اکبرپور (89) پیروز شد
تيم راه آهن با يک گل صباباتري را مغلوب کرد. هادي اصغري (46)
مسابقات جهاني كشتي آزاد با قهرماني روسيه و سقوط ايران تا ردهي ششم پايان يافت.
محققـان در حال توليد واكسـن هـاي جـديـدي هسـتنـد كـه در آنهـا از ويــروس استفـاده مي شود و مي تواند دستگاه ايمني بـدن را تحريك كند يا فعاليت آن را كاهـش دهد.
رقابتهاي وزنه برداري قهرماني آسيا //اصغر ابراهيمـي سـه نـشـان طلا براي ايران بـه ارمغان آورد. //در اين دسته علي دهقانيان ديگر ملـي پوش ايران نقره گرفت
كـانـادا بـه هنـد قـول داده است در صورت راي دادن علــيــه ايـران در آژانـس بيـن المـللـــي انـــرژي اتـمــي هـمكـاريهـاي هستـه اي خـود را با دهـلـي نو از سر مي گيرد.
ايران در چهارمين دوره بازيـهـاي اسلامي زنان با 33 مدال طلا 41 , نقره و 31 برنز در صدر ايستاد و قهـرمـانـي ايـن دوره از بازيها را از آن خود كرد.
پرواز بكن بائر پرواز با جت شخصي به تهران //براي خوشآمدگويي و دعوت از تيمها
adrres ro negah kon dorost oomadi?
..................................
جمعه 8 مهر1384 ساعت: 16:11 توسط:وفا
خبر دیگر(از طرف مسعود):
به ما چه که واسه تیم ملی کشتی یا استقلال یا راه اهن یا هر کوفت و زهر ماری که هست گه اتفاقی اقتاده.
اینجا باید درباره ی مسائل پیرامون بلاگ نظر بدی. نه اینکه اخبار ورزشی بگی.
در ضمن به تو چه که در بازیهای دختران چه اتفاقی افتاده. سرت تو کار خودت باشه.
امیدوارم از این به بعد بجای اخبار گفتن یه دو تا تشکر از مرحوم صدف(بقول کایکو)
بکنی. بعضی ها باور ندارن. اما مطمئن باش به روحش می رسه.
در پایان برای شادی روح صدف الفاتحه مع الصلوات
salavat befrest
..........................................
جمعه 8 مهر1384 ساعت: 17:48 توسط:دنی پاتر
من نمی تونم هری ژاتر 7 را دانلود کنم راهنمایی کن لطفا
man nemidoonam moshkelet chie? rastklick va save az ro bezan bebin nemishe؟
جمعه 8 مهر1384 ساعت: 18:59 توسط:هیچ وقت مهم نبوده
هی هی دنی کوچولوی علاف واسه چی درساتو نمی خونی.
فکر کنم 10 سالت باشه که اینقدر علافی.
در ضمن بهتره از روی صفحه ی مانیتور نخونی چون چشمات کور می شن.
راستی اب و هوا تو لندن چطوره دنی؟ شرجیه؟
حال جی.اف-ت چطوره؟ اسمش چیه؟ هنوز primary می ری؟
وای خدای بزرگ!!!
چه اتفاقی داره تو بلاگفا می افته؟ "یکی" جان کمک کن. بیا به اینا بگو اینقدر پس مانده ها رو نخورن. خواهش می کنم. به چه زبونی به شما علافا بگم:
بابا اینقدر این تقلیدگر ها رو تحویل نگیرید!!!
چی از جون من می خواید؟
ای قلبم. ای...
-اقای دکتر جسدپسند به اتاق عمل. اقای دکتر جسدپسند به اتاق عمل.
-برید کنار. اه. خدای من!!! انگار برق تقلیدگر ها گرفدتش...
-پنس. قیچی لطفا. خوبه...
-من کجام؟
- اینجا بیمارستانه.
-خوب...
-خوب که چی؟
-چه بلایی به سرم اومده؟
-افرادی هستند بنام تقلیدگر که برقشون قلبو ضعیف می کنه.
-خوب...
-خوب که چی؟
- جواب منو بده.
-مگه ندادم.
-بابا اینو ببرید امیناباد.
-ساکت شو.
بنگ.
ادامه ی داستان در جلد دوم داستان" برق تقلیدگر ها"
راستی راهنمایی:
ببین دنی اگه می خوای دانلودش کنی یه دفعه که می ری دستشوئی سیفونو
نکش. تا دلت بخواد اونجا هست. می تونی با برداشتنشون دانلودشون کنی ولی می دونم یه ذره سخته. کاری نمی شه کرد.
فکر نکن من بی ادبم. می دونی فقط یه چیزه که منو ناراحت می کنه و اونم تقلیدگری و سواستفاده از شهرت یک نفره.
من تابستون یه داستان 125 صفحه ای(جلد یکش بود)با اختراع یه موجود جدید بنام ستم نوشتم.
خیلی دوسش داشتم و ده ها بار می خوندمش.
برای ستم ها تاریخ ساخته بودم. ویژگی های واسشون درست کرده بودم و زیر زمین رو محل زندگیشون قرار دادم. از تخیل خودم نهایت استفاده رو بردم. چون وزارت ارشاد باحاش مخالفت می کرد با خودم فکر کرده بودم که روی بلاگ بذارمش.
تا جایی که وقتی داشتم دوباره می خوندمش دقت کردم و دیدم شخصیت مرگ که ادم بدش بود کمی تکراریه.
پایان قسمت اول.
ageh dost dashti dastanet ro baram befrest.
جمعه 8 مهر1384 ساعت: 19:1 توسط:هیچ وقت مهم نبوده
شروع قسمت دوم:
دیدم سفر کردن من و یاسمن و خشم(ببرمون) برای پیدا کردن و ازاد کردن زندانی ها پس از کشتن غول و جمع کردن انها واسه کشتن مرگ در خیلی داستا های دیگه بوده.
دیدم اینکه فقط یه تعداد خاص می تونن ادم بد رو بکشن قدیمی شده.
اینکه می خوان از نابودی جهان جلوگیری کنن مثه تقلیده.
فکر اینکه تو نظرات بلاگ بخاطر اینکه نوشتم تکراریه ازم انتقاد می شه لحظه ای رهام نمی کرد.
از نوشتنش دست کشیدم. دست کشیدمو همه ی شادی هامو به غم تبدیل کردم.
حالا تصمیم دارم یه داستان جدید بنویسم که با بقیه فرق داره. با یه موضوع جدید که تو ذهنمه.
هه.ولی ایا می تونم دوباره زمانو به تابستون برگردونم.
حالا اونقدر کار دارم که نمی تونم سرمو بخارونم.
منظور من از این داستانی که برات تعریف کردم این نبود که این هری پاتر 7-8-9-10
ها رو نخونی. دست خودته. من فقط وظیفم بود که بگم این ادم های بی مصرف نباید اینقدر مورد توجه واقع بشن. اونا دارن از موضوعی که در 6 کتاب بطور کامل باز شده و می شه به هزار و یک نحو ادامش داد تقلید می کنن. اونا هنرمند نیستن که یه معجون کوچک کنده- یه حیوون عجیب- یا یه شخصیت جدید اختراع می کنن. اونا دارن حرام خواری می کنن.
امیدوارم از اون حرفم درباره ی دستشوئی دلگیر نشده باشی و بی ادب فرضم نکرده باشی. اون مثال بهترین مثالی بود که می شد راجع به این ادم های سودجو زد.
mersi az nazarat por goharetoon.khoshhal misham dastanet ro bekhoonam
شنبه 9 مهر1384 ساعت: 18:47 توسط:roling
خسته نشدی این قدر کل می ندازی با همه. مثل اینکه منتظری یکی یه چیزی بگه تا تو تیکه هه رو بپرونی. این جا جای نظر دادن نسبت به نوشته های نویسنده است نه جای این کارا . تو بهتره بری تو رووم . در ضمن من اگه نخوام ولدمورت هم نمی تونه کاری کنه.
16 17 ساله هم خودتی ، خشک هم خودتی فمنیست هم خودتی.
17 18 saleh ham raft ghati fosha?
يکشنبه 10 مهر1384 ساعت: 17:49 توسط:najini
من واقعا متاسفم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
bedoon sharh
سه شنبه 12 مهر1384 ساعت: 11:0 توسط:کایکو (قسمت اول)
اوووووه رولینگ. بی خیل بابا.
این حرفتو قبول دارم که می گی من منتظر اینم که یکی حرف بزنه و بهش تیکه بپرونم. خوب من کایکو ام دیگه.
اما خودتم اینجوری ای. دقت کن:
"به هر وبلاگی که سر بزنی تا کتاب 10 هری پاتر رو واستون نوشتن.من نمیدونم اگه اینا نویسندگی بلدن چرا خودشون نمی رن یه چیز دیگه خلق کنن. این افراد دارن از پس مانده های افکار کس دیگه استفاده می کنن. حالا اونی که رولینگ جادوگر نوشته چه تحفه ای هست که بقیه هم دارن ادامه اش میدن."
اینو به یکی از دوستان گفته بودی.
حالا اینو باش:
"واقعا آدم لذت می بره می بینه روز به روز به تعداد انسانهای الاف افزوده می شه."
با این تیکت به همه ی اونایی که نظر داده بودن توهین کرده بودی.
بازم بگم؟
می دونی تیکه با تیکه فرق داره.
یه تیکه توهینه و یه تیکه شوخی.
فکر کنم بدونی کدوم سبکشون مال توئه و کدوم مال من.
تو تو سه مرحله ی دیگه هم به من توهین کردی. مثلا وقتی که من بهت گفته بودم
خشکی به من گفتی قرص بخور!!!
بابا دست بردار.
اخماتو وا کن و بخند.
پایان قسمت اول.
movafegham albateh in taedi baraye tike parondan khodet nist
سه شنبه 12 مهر1384 ساعت: 11:1 توسط:کایکو (قسمت دوم)
شروع قسمت دوم:
حالا گوش کن:
من اونقدر از یه دختر لوس و زودرنج و اخمو بدم می اد که ترجیح می دم بمیرم و نوشتشو نبینم.
حقا که پسر ها باحال ترین هااند.
مثلا نجینی واقعا باحاله.
راستی من نفهمیدم نجینی چرا گفت:"من واقعا متاسفم!!!..." ؟
سن نجینی از 13 تا 15س.(پسرا تا 25 سالگی هم باحالن)
مال رولینگ 14 یا 15س.(دخترا تو این سن معمولا خیلی لوس و زودرنج می شن)
می رسیم به اینکه چرا من نوشته هامو تو بلاگم نمی نویسم یا چرا تو رووم نمی رم.
گفتم که: من دوست ندارم مثل صدف باشم و اونایی که تو وبلاگم نظر می دن چون 1ماهه اپ نکردم فکر کنن نجینی خوردتم. یا نظر من درباره ی رووم ها اینه که:
1.خیلی کثیفن.
نه نه نه نه. فکر نکنین حزب اللهیم!!!
من صفحه ی حوادث روزنامه ها رو می خونم و می بینم جوونامون از چت به چه بدبختبی هایی دچار می شن(اگه خواستین واستون بگم(مورد داره!!!))
2. چت ادمو معتاد می کنه.
3. دوستون دارم.
4. باعث دلبستگی ادم به طرفش می شه.
5.اول عکس. بعد قرار. و در اخر مرگ!!!
6.بخند دیگه رولینگ. گفته بودم اگه دلت ازم پر باشه خوابم نمی بره.
7. خیلی باحالی نجینی.
همین.
از رولینگ هم می خوام که فکر نکنه یه پسر علاف و مزخرفم.
در ضمن اینجا درست مثه فرومه. نظرات کیلو چنده؟ فقط چونن وقتی وبمسترش مرده می گم ها. وگرنه من اصلا تو بلاگ های دیگه پامو نمی ذارم.
بزودی می بینمتون
to khodet ro kontrol kon. ageh be safheye havades basheh bayad digeh na paye tv ya computer beshini chon momkene koor beshi ya bemiri na bayad beri biroon az khooneh chon moomkene bedoozdanet ya tasadoof koni ya doost bad peida koni moomkene.... khodet say kon hamisheh kontrool khodet ro dashteh bashi ghabl az in ke be kasi shomare bedi ya bahash gharar bezari dar mored karet fekr kon
سه شنبه 12 مهر1384 ساعت: 18:28 توسط:najini
تو لازم نیست در مورد سن دیگران نظر بدی. فقط این رو بدون که اندازه یه بچه دبستانی هم عقل تو اون کله پوکت نیست.
che ghadr khashen
سه شنبه 12 مهر1384 ساعت: 22:36 توسط:کایکو
اصلا از تو انتظار نداشتم نجینی.
هی. دنیا چقدر بده.
به چشم یه دوست بهت نگاه می کردم. واقعا متاسفم. هم برای خودم که اینقدر برات اهمیت قائل بودم و هم برای تو که شجاعتشو داشتی تا دل دوستتو بشکنی.
ناراحتم کردی. خیلی ناراحت.
فکر نمی کنی یه ذره تند رفتی؟
می دونی من در کنترل کردن اعصابم مهارت زیادی دارم. در جواب تمام تندخویی های تو و رولینگ فقط خندیدم. اما الان دیگه نمی تونم. من الان در اوج عصبانیتم فقط ابرو ها و لبهام در حالت عادی اند.
چیزی که ناراحتت کرده رو می تونم حدس بزنم:
عقایدم درباره ی رووم ها یا اینکه گفتم حزب اللهی نیستم.
یا شاید هم اصلا تو دختر باشی.(گرچه هیچ دختری اسمشو نمی ذاره نجینی)
به من مربوط نیست. هرچی بود گذشت.
فکر می کردم با نوشته هام تو نظرات این بلاگ می تونم با افراد جالبی اشنا بشم یا خنده بر لبهاشون بیارم. اما انگار که نمیشه.
خدا کنه رولینگ نظر تو رو نداشته باشه.
اون وقته که از هم می پاشم.
man ke be harfat khandidam be nazaram adam jalebi hasti
چهارشنبه 13 مهر1384 ساعت: 11:16 توسط:roling
بعد به من می گه زود رنجم. تو که تا بهت گفتن بالا چشت ابروئه بهت بر خورد.
اول اینکه اون حرفی که من زدم فقط یه انتقاد بود نه تیکه یا مسخره کردن.
دوم اینکه منظور من از اون ادمای الاف( با عین ) کسایی که می آن اینجا نظر می دن نبود.چون خودمم جزوشمنم. به هر حال اگه توهین شده به کسی شدیدا عذر می خوام.
سوم اینکه وقتی بهت گفتم قرص بخور برای این نبود که بهم گفتی خشکی .برای این بود که چیزایی نوشته بودی که فکر کنم خودتم نفهمیده بودی.
چهارم اینکه منم از اون پسرهایی که فکر می کنن آخر با حالی و خفن هستن اینقدر بدم می آد که حاضر نیستم بمیرم ولی بدم می اد جوابشونو بدم.
پنجم این که از کسایی که من نمی دونم از کجا علم غیب پیدا کردن که می فهمن یکی خشک و زودرنج و لوس و 14 15 ساله هست انقدر بدم می اد که حاظرم بمیرم و جوابشو ندم.
ششم اینکه {من فقط وظیفم بود که بگم این ادم های بی مصرف نباید اینقدر موردتوجه واقع بشن اونا دارن حرام خواری می کنن}. حالا خدا وکیلی قضاوت کن این بدتره یا اونی که من گفتم.
هفتم این که حوصله ندارم بگردم و ایرادات شما رو پیدا کنم. جای اون ایرادهای خودم رو پیدا می کنم .
هشتم اینکه وقتی ایرادهای دیگران رو پیدا می کنیم بد نیست به خودمون هم شکی ببریم.
نهم اینکه با نظرتون در مورد رووم موافقم ولی کم کم اینجا هم داره می شه مثل اون
دهم اینکه از صدف هم متشکرم هم معذرت می خوام.
manam az shoma ham mamnoonam ham mazerat mikham
چهارشنبه 13 مهر1384 ساعت: 20:24 توسط:najini
من هم از صدف معذرت می خوام.(البته فکر نکنم دیگه سر بزنه.) الان دوباره این کایکو به ما تیکه می ندازه.
eshtebah fekr kardi
چهارشنبه 13 مهر1384 ساعت: 23:29 توسط:کایکو
عیب رولینگ منگر و احسان خویش یه نگاهی بنداز به گریبان خویش
بابا اخه من کجام زود رنجه؟
به خودت بگن اندازه ی یه ×دبستانی× ×عقل× تو اون ×کککله ی× ×پوکت× نیست نمی رنجی؟ یا از نظر تو این جمله با جمله ی "تو چقدر خشکی" یکسانه؟
تازه من که عیب شما رو نمی گیرم یا مسخرتون نمی کنم. من فقط برای شاد کردن جو این ×رووم× مزه می ریزم. اگه ناراحت می شید بگید تا دیگه نریزم.
اگرم فکر می کنید عیبتونو می گیرم(که اونموقع کم لطفی کردین) عیب خودمم می گم. اینه:
All i need is babygirl not just a lil bit
اینم مال من.
می دونی رولینگ چیزایی که جالبن اکثرا بی معنی و چرتن و بار ندارن. در نتیجه خنثی اند!!!
نه نه نه نه. من تاحالا دختری رو ندیدم که از پسر های باحال نفرت داشته باشه.
مگه یه چندتاشون که...(ببین فمینیست از نظر لغوی یعنی کسی که از زنا طرفداری می کنه.)
نکنه تو...
در ضمن من فقط سن شما دوتا رو حدس زدم. لوس بودن تو و بدعنق بودن نجینی رو هم از سبک نوشته های ×اولیتون×(این نوشتت بوی لوسی نمیده) فهمیدم.(گرچه اولش اشتباهی فکر می کردم نجینی باحاله)
خوب حالا فقط می مونه...
اهان. خوشحالم که یکی عقیدمو درباره ی رووم قبول داره و البته می خواستم بپرسم چرا باید از صدف معذرت خواهی کنیم؟ اون که دیگه در دنیا نیست.(روحش شاد)
هی رولینگ تو یه ذره مشکوکی. نکنه صدفی؟(تو دبیرستان به من می گن جنائی)
اخه اخر سر از صدف تشکر بیجا کردی یا معذرت خواستی. قضیه چیه؟
خدمت نجینی نامرد و بی ادب که چهره ی واقعیشو نشون داد هم عرض کنم که چون یه خط بیشتر حرف نزده نمی تونم بهش ×کینه× بورزم.
من از همون موقع که اون پیام رو خوندم با تو دشمن شدم.
اینجا مشخص می شه کی بی ادبه(خودت) و کی با ادب(رولینگ).(دوست ندارم این جا فحش بدم. وگرنه برا نجینی از ×بی ادب× استفاده نمی کردم)
از رولینگ هم ممنونم که از نجینی تقلید نکرد و بهم توهین نکرد.
میگن: ادم با ادم فرق داره.
یکی پنج بار تو نوشتش معذرتخواهی می کنه. یکی مزه می ریزه و یکی هم توهین می کنه.
بابای.
halla mazerat khahi ke be rooham miresid nemiresid?
جمعه 15 مهر1384 ساعت: 11:27 توسط:roling
من صدف نیستم. ولی ازش تشکر کردم بخاطر وبلاگش و هم معذرت خواستم اگه نا راحت شده باشه.هم بخاطر حرفام هم بخاطر سو استفاده از بلاگش.
در ضمن من از پسرای با حال بدم نمیاد .خوشمم می اد ولی از اونایی که واقعا با حال یاشن نه این که خودشون بگن ما باحالیم.
برای 1000000000000000امین بار من فمنیست نیستم
جمعه 15 مهر1384 ساعت: 14:55 توسط:کایکو
بابا اخه من کی گفتم باحالم؟
از نوشته هام این نتیجرو گرفتی بعد می گی خودم گفتم؟!؟!؟
من اصلا نمی دونم این بلاگ سیاه بی وبمستر بی مطلب چی داره که اینقدر دوسش دارید؟ یا اینکه چی باعث می شه فکر کنید ازش سواستفاده شده؟ از کی معذرت خواهی می کنید؟ یا از کی قدردانی؟
قبول بابا فمینیست منم(انصافا هم هستم)
اوه اره کتاب خیلی قشنگ بود. گرچه یه هفته بعد از خوندنش دیوونه شده بودم ولی انصافا خوب بود. این هنر رولینگه که اینجوری شیش تا کتابو با یه موضوع کلی تونسته طوری بنویسه که مثه فیلما و ... تکراری نشه.
راستی من اخر نفهمیدم: این بگو بخندهای دین و جینی و هری وجینی و رون و لاوندر (که جینی می گفت انگار داره می خورتش) چجوری بوجود اومده بود؟اصلا قضیه چی بود!؟!؟
من که واقعا لذت می برم این جوونا رو می بینم با هم شادن.
فعلا بای.
bedoon sharh
شنبه 16 مهر1384 ساعت: 23:3 توسط:roling
واس چی دیوونه شدی؟
خداییش رولینگ با مخش جادو میکنه.
movafegham
.......................................................
ترجمه گروهی رو از لینک زیر دانلود کنید:
فصل های 1 تا 15 [2.85Mb / 14Min]
فصل های 15 تا 30 [3Mb / 15Min]
(برای ذخیره: کلیک راست بر روی لینک و انتخاب گزینه Save Target as
............................
این کتاب رو یکی از دوستان ایرانی ما در سایت هاگوارتز نوشته.من دانلود کردم بد نبود...راستی من ۴ تا فصل از یک نویسنده ی ایرانی که همین کتاب ۷ رو نوشته بود خوندم که امیدوارم اونم پیدا کنم و بذارم براتون...نظر یادتون نره.
فصل ۱ خروج از هاگوارتز
فصل ۲ اتفاق وحشتناك
فصل ۳ دعوت براي عروسي
فصل ۴ دزدي از وزارتخانه
فصل ۵ حمله به دورسلي ها
فصل ۶ حمله ي ديوانه سازها
فصل ۷ پيرمرد ناشناس
فصل ۸ مبارزه با اسنيپ
فصل ۹ - ۱۰ - ۱۱ (پرونده ي ارباب تاريكي )(يادگيري طلسم هاي بي كلام )(دوئل رون و فرد )
فصل ۱۲ دوري از دوستان
فصل ۱۳ اولين نامه ي هرميون
فصل ۱۴ تعقيب بلاتريكس
فصل ۱۵ مخفيگاه ولدمورت
فصل ۱۶ برگشت به هاگوارتز
..................................................
1943 :تام ريدل تالار اسرار را ميگشايد ودر پي ان باعث مرگ يك دختر(ميرتل گريان) ميشود (البته تام با كلك هاگريد را متهم ميكند وباعث اخراج او ميشود)
1943 : ريدل پدرش و والدين پدرش را ميكشد
1945 : دامبلدور جادوگر سياه (گريندلوالد) را ميكشد
1956 : ميرنوا مك گونگالول كارش را در هاگوارتز آغاز ميكند
1960 : ريدل هيپزيبا اسميت را ميكشد و اشيا خصوصي هلگا وسالازار را ميدزد
1970 : ريدل نام خود رالرد ولدمورت مينامد و به جستجوي قدرت وجاودانگي بر مي ايد
1971 : جيمز پاتر،ليلي ايوانز،سريوس بلك،ريموس لوپين،پيترپيتگراو وسوروس اسنيپ وارد هاگوارتز ميشوند
1979 : سيبل تريلاواني فتا شدن و سقوط ولدمورت را پيش بيني ميكند
1981 : ولدمورت جيمز وليلي پاتر را در 31 اكتبر مي كشد ولي در برابر هري پاتر فقط زخمي روي صورت او ميگذارد( در همان سال سيروس بلك به جرم كشتن پيتر پيتگراو دستگر مشود)
1991 : هري پاتر،رون ويزلي وهرميون گرانجر وارد هاگوارتز ميشوند
1992 : هري پاتر ولدمورت را در بدست اوردن سنگ جادو ناكام ميگذارد
1993 : جيني ويزاي باگشودن دفترچه خاطرات تام ريدل، تالار اسرا را باز ميكند.هري با شكست دادن خاطره ريدل باعث نجات جيني ميشود همزمان با آن سيروس بلك از زندان آزاد ميشود
1994 : پروفسور تريلاني دومين پيشگويي خود را انجام ميدهد.ولدومورت فرانك برايس را ميكشد.ترنمنت تري ويزارد براي اولين بار در قرن بر پا ميشود.با كمك پيتر پيتگراو ولدمرت دوباره قدرت خود را بدست مي آورد
1995 : ولدمرت به جنايات خود ادامه ميدهد.سيروس بلك درساختمان اسراراميز كشته ميشود
1996 : البوس دامبلدور توسط سوروس اسنيپ كشته ميشود
1997 : هري پاتر جستجوي خود را براي نابود كردن بقيه جاودانه ساز ها آغاز ميكند
...................................................

